بسا کس که با نیکویى بدو گرفتار گردیده است و بسا مغرور بدانکه گناهش پوشیده است ، و بسا کس که فریب خورد به سخن نیکویى که در باره او بر زبانها رود ، و خدا هیچ کس را نیازمود چون کسى که او را در زندگى مهلتى بود . [ و این گفتار پیش از این گذشت ، لیکن اینجا در آن زیادتى است سودمند . ] [نهج البلاغه]
زیبایی
 RSS 
خانه
ایمیل
شناسنامه
مدیریت وبلاگ
کل بازدید : 72094
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 10
  • نشانی _ سهراب سپهری

  • نویسنده : هستی ش:: 87/3/22:: 1:22 عصر

    "خانه ی دوست کجاست؟" در فلق بود که پرسید سوار

    اسمان مکثی کرد.

    رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید

    و نشان داد سپیداری و گفت:

    "نرسیده به درخت،

    کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

    و در ان عشق به اندازه پرهای صداقت ابی است.

    می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ،سر به در می اورد،

    پس به سمت گل تنهایی می پیچی،

    دو قدم مانده به گل،

    پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

    و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد.

    در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی :

    کودکی می بینی

    رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه نور

    و از او می پرسی

    خانه دوست کجاست."

     


    نظرات شما ()


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ